السيد محمد حسين الطهراني
28
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)
الْوَلَايَةُ هِىَ الْكَمَالُ الاخِيرُ الْحَقِيقىُّ لِلإنْسَانِ ؛ وَ إنَّهَا الْغَرَضُ الاخِيرُ مِن تَشْرِيعِ الشَّرِيعَةِ الْحَقَّةِ الإلَهِيَّةِ استاد ما در رسالهء « الولاية » كه از نفائس كتب ايشان و از رسالههاى بسيار ذى قيمت و خيلى پر محتوى است ، مَمْشاى خود را بر اين أساس قرار داده و فرمودهاند : الْوَلَايَةُ هِىَ الْكَمَالُ الاخِيرُ الحَقِيقِىُّ لِلإنْسَانِ ، وَ إنَّهَا الْغَرَضُ الاخِيرُ مِنْ تَشْرِيعِ الشَّرِيعَةِ الْحَقَّةِ الإلَهِيَّةِ « 1 » « ولايت آخرين درجهء كمال إنسان ، و آخرين منظور و مقصود از تشريع شريعت خداوندى است . » و در تفسير « الميزان » فرمودهاند : گرچه براى ولايت معانى بسيارى ذكر كردهاند ، وَ لَكِنَّ الاصْلَ فِى مَعنَاهَا ارْتِفَاعُ الْوَاسِطَةِ الْحَآئِلَةِ بَيْنَ الشَّيْئَيْنِ بِحَيْثُ لَا يَكُونُ بَيْنَهُمَا مَا لَيْسَ مِنْهُمَا « 2 » « و ليكن أصل در معنى آن ، برداشته شدن آن واسطهاى است كه بين دو چيز حائل شده باشد ، بطوريكه بين آن دو چيز غير از آن دو باقى نماند . » و سپس براى نزديكى چيزى به چيز ديگرى به أنحاء وجوه قرب و نزديكى استعاره آوردهاند ، همچون قُرب نَسَبى و مكانى و قرب منزلتى و صداقت و غير ذلك . و به همين مناسبت به هر يك از دو طرف وَلايت ، وَلِىّ گفته مىشود ؛ بالاخصّ به جهت آنكه هر يك از آن دو ، نسبت به ديگرى حالتى از قرب را دارد كه غير او ندارد . و بنابراين ، خداوند سبحانه وَلِىّ بندهء مؤمن خود است ؛ بعلّت آنكه امور او را زير نظر دارد و شؤون او را تدبير مىكند ، و او را در صراط مستقيم هدايت مىفرمايد ؛ و او را در امورى كه سزاوار اوست أمر مىكند ، و از امورى كه سزاوار او نيست نهى مىنمايد ؛ و در دنيا و آخرت او را نصرت و يارى مىكند . و مؤمن حقيقىّ و واقعىّ نيز وَلِىّ پروردگارش مىباشد ؛ زيرا كه خود را در أوامر و نواهى او تحت ولايت او در مىآورد ؛ و نيز در جميع بركات معنويّه از هدايت و توفيق و تأييد و تسديد و آنچه در پى دارند از مكرّم داشتن بواسطهء
--> اميدواريم كه آن هم به سبك بسيار خوبى طبع شود . ( 1 ) رسالهء « الولاية » طبع مؤسّسهء ءَال البيت ، ص 4 ( 2 ) تفسير « الميزان » ج 10 ، ص 89